سه چیز برای کمک به شما برای نزدیک شدن به بازی
برخی از جالبترین خاطره های من از پدرم است که مرا به عنوان یک پسر جوان به شکار من آورده است. من به یاد می آورم که چقدر سرد بود ، اولین نوشیدنی های قهوه داغ را که من تجربه کردم و زمان خستگی ناپذیری که با هم در کوهستان گذراندیم. امری که یک اتفاق معمولی - حتی هنگام شکار نبود - پدرم بود که من را بیرون آورد تا سعی کنم و به همان اندازه نزدیک شویم که بتوانیم گوزنها را ببینیم. ما این کار را با کندی "هنوز شکار" از طریق جنگل انجام می دادیم. احساس می کنم این "شکار هنوز" این روزها به یک هنر گمشده تبدیل شده و به ندرت از کسی که این کار را انجام می دهد شنیده می شود. چند بار اتفاق افتاده است كه احساس می كنم تقریباً می توانم به آن نزدیك شوم و گوزن را لمس كنم. از آن روزها ، من عشق عمیقی برای نزدیک شدن به بازی دارم. احتمالاً به همین دلیل است که من چنین هوادار کمان و پیکان شده ام. با گذشت سال ها ، من با تعظیم کله های من بازی ساقه های زیادی را دمیده ام و به نوبه خود ، درس های زیادی را نیز یاد گرفته ام. در اینجا سه مورد وجود دارد که در این مسیر به من کمک کرده اند.
برنامه بازی داشته باشید
در سالهای ابتدایی تعظیم ، بسیاری از وقتها را صرف بی پروا می کردم. منظور من از این معنی این است که من وقت نمی گذردم تا واقعاً قبل از پرتاب نام خود در كلاه وضعیت را تصور كنم. من کمی به باد توجه می کنم ، اما به زودی فراموش می کنم که وجود دارد. فقط دیدن آدرنالین از بازی باعث می شود این نگرانی ها از ذهن من خارج شود. یادم است همیشه فکر می کردم که آنها دور می شوند و باید سریع حرکت کنم. به همین دلیل ، من وقت زیادی را صرف انجام "راه رفتن از شرم" به محل شیشه ام کردم و از خودم پرسیدم: "چرا این کار را کردم؟ من می دانم بهتر!"
لحن متفاوت
امروزه ، وقتی یک حیوان را شیشه می کنم ، لحن کاملاً متفاوت می خوانم. من ساقه های بیت کمی را برنامه ریزی می کنم و حتی از فاصله ای از منطقه عکس می گیرم تا بتوانم به آن مراجعه کنم. هنگامی که واقعاً وارد منطقه ای شدید که به دنبال آن می گردید ، شرایط کاملاً متفاوت خواهد بود. اکنون باد در ذهن من حک شده است و من دائماً در حال بررسی آن هستم. مواقعی وجود دارد که می توانم توجه داشته باشم که چگونگی چمن بر روی تپه های مختلف اطرافم می وزد. این به من کمک می کند تا مسیری را برای معدن خود برنامه ریزی کنم. با تقسیم ساقه مانند این ، من را راهنمایی می کند و من را در این مورد حفظ می کند. مطمئناً مواقعی وجود دارد که مجبور هستید در پرواز پرواز کنید ، اما اگر برنامه ای داشته باشید ، راحت تر با سر روشن فکر خواهید کرد و مطابق آن عمل کنید. داشتن سر روشن روی ساقه هرگز چیز بدی نیست و در نهایت شما را نزدیکتر می کند.
جورابها را سنگ بزنید
وقتی این را به آنها می گویم ، بسیاری از افراد سر من را تکان می دهند ، که این برای من سرگرم کننده است ، زیرا احساس می کنم امروزه این یک راز بزرگ نیست. فکر می کنم برخی از آنها فقط جسورانه تر از دیگران هستند ، به ویژه آنهایی که ما شکارچیان بیابانی در طبقه های کاکتوس پر از کاکتوس هستیم که ما آنها را خانه می نامیم. به من اعتماد کن ، می دانم که آنها صدمه دیده اند. من یک بار بیشتر از چند بار قدم برداشتم. با این حال ، اگر واقعاً می خواهید مسافتی را که روی یک جفت گیر محتاط است - یا هر حیوان برای آن موضوع ببندید - بستن چکمه های شما گزینه خوبی است. این امر نه تنها شما را وادار می کند که از پایین پایتان کم کنید بلکه شما را وادار به حرکت کندتر می کند. این عالی است زیرا اگر شما مانند من باشید ، بعضی اوقات فقط بی تاب می شوید و می خواهید حرکت کنید. پیشنهاد می کنم برای این منظور یک جفت جوراب جوراب پشمی ضخیم را در بسته خود قرار دهید. آن جوراب ها را تا آخر بکشید و پاهای شلوار خود را درون آنها بچسبانید. این باعث می شود قسمت پایین شلوار شما از مالیدن روی خود و مالش در برابر برس جلوگیری کند. هر چه صدای کمتری بهتر شود.
گزینه های دیگر
گزینه های دیگری نیز برای خاموش کردن رویکرد شما وجود دارد. من در مورد مردم شنیده ام که به معنای واقعی کلمه فرش را به پایین یک جفت چکمه می چسبانند ، کفش ورزشی یا حتی دونده انگشت Vibram را می پوشند.
گذشته از این ایده ها ، محصولات دیگری مانند Rimrok Stalkers نیز وجود دارند که به طور خاص برای شکار ساخته شده اند تا در هنگام تعبیه ساکن دسی بل ها درس بگیرند.
بگذارید بازی کند
بگذارید با گفتن اینکه این کار ساده تر از آنچه گفته شده است شروع کنم. این نیز چیزی است که از طریق تکرار حضور در این زمینه آموخته می شود. بعضی اوقات ، بهترین کار برای نزدیک شدن به بازی ، اصلاً چیزی نیست. صعود به منطقه خاص ، راحتی و انتظار می تواند کلید موفقیت شما باشد. اجازه بازی برای شما آسانتر از آن است که به سراغ آنها بروید. خطر بسیار بیشتری با آن درگیر است. چند سال پیش ، من در آریزونا مشغول شکار گوزن های کولی با کمان بودند. اولین چیزی که در صبح است ، ما یک جفت جامد کوئس را که در حال حرکت بود بر روی تپه ای در طول راه قرار داده است. دیر دیر وقت مطالب خود را برداشتم و به آن سمت حرکت کردم. می دانستم که اگر به یک نکته خاص برسم ، می توانم منتظر شوم تا آهوها به سمت من بیایند. فقط باید امیدوار بودم که گوزن راست باشد. خلاصه داستان کوتاه ، گوزن غلط بود ، اما این در کنار نکته است. من به این نتیجه رسیدم که کوئیزها فقط در 20 متری با هم قدم بزنید و با من فاصله بگیرند. به زودی پس از آن ، من فقط 8 'یک سکونت در مقابل من داشتم! و این همه به خاطر این بود که من قرار گرفتم. متأسفانه ، نعل بزرگ گروهی جداگانه از کارهایی را انجام داد که راه دیگری نداشت. اما به همین دلیل به این دلیل شکار گفته می شود ، درست است؟
پینوشت
اگر مدت زمان طولانی استراحت کرده اید ، احتمالاً با هیجان نزدیک شدن به یک حیوان آشنا هستید. عمل انجام این کار اغلب به عنوان یک مسابقه شطرنج توصیف می شود. هر حرکتی که انجام می دهیم می تواند در رویکرد ما تأثیر بگذارد - چه خوب باشد یا بد. این یک بازی است که احساس می کنم هرگز تسلط نخواهم کرد و این باعث می شود کاملاً معقول شود. به عنوان یک پرستار ، از تحقیر حیواناتی که دنبال می کنم لذت می برم. این مرا کنترل می کند. به من این امکان را می دهد که این موضوع از من بزرگتر باشد. به نظر می رسد هوس آن موفقیت ناچیز در موفقیت هرگز محو نمی شود. اگر تازه از این مسیر قدم برمی دارید ، این امر را در آغوش بگیرید و هر کیک از آن پای فروتنانه را که به شما ارائه می شود بخورید. مسیر بولتن مسموم کننده است و هرچه برخورد نزدیک تری داشته باشید ، مسموم کننده تر می شوید.






